«السلام علیک یا زینت عبادت کنندگان» |

تولد و مروری بر زندگی ایشان :
امام علي بن حسين بن علي بن ابی طالب(ع) مشهور به سجاد ، چهارمين امام شيعيان ، در پنجم شعبان سال 38 هجري قمري در شهر مدینه متولد شد و در 12 محرم سال 95 هجري قمري به دست وليد بن عبدالملك در مدینه به شهادت رسيد. مزار شريف آن حضرت در مدينه در قبرستان بقيع مى باشد.ایشان ۵۷ سال عمر کردند و مدت امامتشان هم ۳۴سال بود. امام زين العابدين(ع) زماني ديده به جهان گشود ، كه زمام امور در دست جد بزرگوارش امام علي بن ابيطالب (ع) بود. آن حضرت 3 سال از خلافت علوي و حكومت چند ماهه امام حسن (ع)را درك كرد. امام سجاد (ع) در عاشوراي سال 61 هجري قمري حضور داشت و در آن واقعه به صورتي معجزه آسا نجات يافت. زیرا در روز عاشورا ایشان تب داشتند و طبق دستورات دین مبین اسلام، جهاد از گردن بیماران برداشته شده و جهاد بر بیماران واجب نیست. پس از شهادت پدرش امام حسين (ع) ، مسئوليت زمامداري شيعيان از جانب خدا بر عهده او گذاشته شد و از آن روز تا روزي كه به شهادت رسيد ، زمامداراني چون يزيد بن معاويه، عبدالله بن زبير، معاويه بن يزيد، مروان بن حكم، عبدالملك بن مروان و وليد بن عبدالملك(لعنه الله علیهم اجمعین)، معاصر بود.
پرتوى از سيره و سيماى امام زين العابدين(عليه السلام) :
مادر مكرمه آن حضرت بنا بر منابع تاريخ اسلامى، غزاله از مردم سند يا سجستان كه به سلافه يا سلامه نيز مشهور است، مى باشد.
ولى بعضى از منابع ديگر نام او را شهربانو ، شاه زنان ، شهرناز، جهان بانويه و خوله ، ياد كرده اند.شهربانو ، دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانیان می باشد.
امام سجاد(ع) در بدترين زمان از زمان هايى كه بر دوران رهبرى اهل بيت گذشت می زيست، چه، او با آغاز اوج انحرافى ، معاصر بود كه پس از وفات رسول اكرم(ص) روى داد.امام(ع) با همه محنتها و بلاها كه در روزگار جد بزرگوارش اميرالمؤمنين(ع) آغاز گرديده بود همزمان بود.
او سه سال پيش از شهادت امام على(ع)متولّد گرديد، وقتى ديده به جهان گشود، جدش اميرمؤمنان(ع)در خط جهادِ جنگِ جمل، غرق گرفتارى بود و از آن پس با پدرش امام حسين(ع) در محنت و گرفتاريهاى فراوان او شريك بود.

از زمانی که پدرش حضرت اباعبدالله الحسین(ع) را در کربلا به شهادت رساندند ، او همیشه ذکر مصیبت و شرح واقعه کربلا و مصائب آن را در هر فرصتی که می یافت برای مردم نقل می کرد و یک آن روی آرامش ندید وسرانجام که او را به شهادت رساندند، قسمت این بود که آفتاب سنگ مزار او باشد.
او همه اين رنج ها را طى كرد و خود به طور مستقل روياروى گرفتاريها قرار گرفت.
محنت و رنج او وقتى بالا گرفت كه لشكريان يزيد در مدينه وارد مسجد رسول اللّه شدند و اسب هاى خويش را در مسجد بستند، يعنى همان جايى كه انتظار آن مى رفت مكتب رسالت و افكار مكتبى در آنجا انتشار يابد، اما برعكس، آن مكان مقدس در عهد آن امام تقوا و فضيلت، به دست سپاه منحرف بنى اميه افتاد و آنان ضمن تجاوز به نواميس مردم مدينه و كشتار فراوان، بى پروايى را از حد گذراندند و حرمت مدفن مقدس رسول اكرم(ص)و مسجدش را هتك نمودند.
امام سجاد(ع) براى پيش راندن مسلمانان به سوى نفرت از بنی اميه و افزودن مبارزه جويى با آنان، تلاش هاى مؤثرى نمود.
و هر گاه فرصتى به دست می آمد، مردم را بر ضد امويان تحريك مى كرد. و با احتياط، برنامه حاكمان منحرف را تحت نظر قرار مى داد.
امام(ع) در زمانی خفقان آمور زندگی می کردند به همین دلیل براى آگاهى مردم، اسلحه دعا را به كار بردند ، به طورى كه دعاهاى آن حضرت، رويدادهاى عصر او را تفسير مى كند.
صحيفه سجاديه كه به زبور آل محمد مشهور است، اثر بى نظيرى است كه در جهان اسلام، جز قرآن كريم و نهج البلاغه، كتابى به اين عظمت و ارزش، پديد نيامده كه پيوسته مورد توجه بزرگان و علما باشد.
از ديگر آثار ارزنده به جا مانده از امام سجاد(ع)، مجموعه اى تربيتى و اخلاقى است به نام رساله حقوق كه امام زین العابدین(ع) در آن وظايف گوناگون انسان را در برابر خدا و خود و ديگران ، با بيانى شيوا و گويا بيان كرده است.
مجموعه حقوقى كه در اين رساله ذكر شده جمعاً 51 حق مى باشد.
امام و حكومت
امام سجاد(ع) به اين امر آگاه بود كه تا وقتى از طرف پايگاه هاى مردمى پشتيبانى نشود، تنها در دست گرفتن قدرت ، براى تحقق بخشيدن به عمل دگرگون سازى اجتماع اسلامى ، كافى نيست.
پايگاههاى مردمى نيز بايد به هدف هاى اين قدرت آگاه باشند و به نظريه هاى او در حكومت ايمان داشته باشند و در راه حمايت از آن حركت كنند و مواضع آن را براى توده مردم تفسير نمايند و در برابر تندبادها با استوارى و قدرت بايستند.
امام سجاد(ع) اين امكانات را نداشت و به علت آگاهى نداشتن مردم چنين شكايت می فرمود: «پروردگارا ! در پيشامدهاى ناگوار روزگار ، به ناتوانى خويش نگريستم و درماندگى خود را از جهت يارى طلبيدن از مردم ، در برابر كسانى كه قصد جنگ با من داشتند ، ديدم و به تنهايى خود در برابر بسيارىِ كسانى كه با من دشمنى داشتند، نظر كردم.»
امام(ع)، از جنبه انقلابى، به صورتى كه مستقيما عهده دار آن گردد، كناره جويى فرمود و به اين بسنده كرد كه كار قيام را به كسانى واگذارد كه در اين مورد برپاى مى خيزند.
به طور كلى وضع اجتماعى كه هر امام در آن زيست مى كرد ، شكل كار سياسى او را محدود و مشخص می ساخت.
پيشوايان معصوم با وجود توطئه هايى كه دشمنان ، عليه آنها مى نمودند تا آنان را از زمينه حكومت دور سازند ، پيوسته مسئوليت خود را در نگاه دارى مكتب و تجربه اسلامى و مصون نگاه داشتن آن از فرو افتادن در ورطه انحراف و جدا شدن از مبادى و معيارها و ارزش هاى آن به گونه اى كامل ايفا می كردند و هر وقت انحراف شدت می يافت و از خطر فروافتادن در ورطه نابودى بيم مى داد ، پيشوايان(ع) بر ضد آن حوادث تدبيرهاى لازم مى انديشيدند ، و هر گاه تجربه اسلامى و عقيدتى در تنگناى مشكلى گرفتار می آمد و رهبرى هاى منحرف به حكم بى كفايتى از درمان آن ناتوان مى شد ، امامان به نشان دادن راه حل و حفظ امت از خطرهايى كه مردم را تهديد مى كرد مبادرت مى فرمودند.
دستگيرى از درماندگان :
يكى از خدمات ارزشمند امام سجاد(ع)، رسيدگى به درماندگان، يتيمان، تهيدستان و بردگان بوده است.
روايت شده است كه آن حضرت، هزينه زندگى صد خانواده تهيدست را عهده دار بود.
گروهى از اهل مدينه ، از غذايى كه شبانه به دستشان می رسيد، گذران معيشت مى كردند ، اما آورنده غذا را نمى شناختند.
پس از در گذشت على بن الحسين (ع)متوجه شدند كه آن شخص ، امام زين العابدين (ع) بوده است.
او شبانه به صورت ناشناس، انبان نان و مواد غذايى را خود به دوش مى كشيد و به در خانه فقيران و بينوايان مى برد و مى فرمود: «صدقه پنهانى آتش خشم خدا را خاموش مى سازد.»
اهل مدينه مى گفتند: ما صدقه پنهانى را هنگامى از دست داديم كه على بن الحسين(ع) در گذشت.
او در طول سالها به قدرى انبان حاوى آرد و ديگر مواد غذايى را به دوش كشيده و به در خانه فقيران برده بود كه شانه اش پينه بسته بود، به طورى كه پس از شهادت او ، هنگام غسل دادن جنازه اش ، جلب توجه مى كرد.
على بن طاووس در كتاب اقبال الاعمال، ضمن بيان اعمال ماه رمضان مى نويسد: على بن الحسين (ع) شب آخر ماه رمضان، بيست نفر برده را آزاد مى كرد و مى فرمود: «دوست دارم خداوند ببيند كه من در دنيا بردگان خود را آزاد مى كنم، بلكه مرا در روز رستاخيز از آتش دوزخ آزاد سازد.»

او هيچ خدمتكارى را بيش از يك سال نگه نمى داشت، وقتى كه برده اى را در اول يا وسط سال به خانه می آورد، شب عيد فطر او را آزاد مى ساخت.
بردگان سياه پوست را مى خريد و آنان را در مراسم حجّ ، به عرفات مى آورد و آن هنگام که به سوى مشعر كوچ مى كرد ، آنان را آزاد مى كرد و جوايز مالى به آنان می داد.
تا آنجا كه در شهر مدينه گروه عظيمى از بندگان و كنيزان ، آزاد شده آن حضرت بودند و آنان هم بعد از آزادى ، پيوند معنوى خود را با امام(ع)قطع نمى كردند.
و سرانجام این امام بزرگوار در روز 12 محرم سال 95 هجری به دست ولید بن عبدالملک(لعنه الله علیه) مسموم گردیده و شهید شد.مزار با صفای این امام همام ، در قبرستان بقیع در مدینه ، در کنار سه امام دیگر ، میزبان عاشقان دلسوخته و شیعیان و دوستداران آن حضرت می باشد.